حرف،زندگی،مجال |
حلقهی گمشده
دیشب بود شاید که حلقه سبز حاتمی کیا را از سیما پخش کردند. در صحنهای از این سریال خانم دکتر ِنقش اول، داشت مریضش را میبرد بیمارستان.وسط راه، مریض اصرار که جلوی امامزاده بین راه وایسا من میخواهم زیارت کنم.خانم دکتر اول امتناع و بعد اجابت میکند.
موقع پیاده شدن، آن خانم مریضه! وقتی میبیند خانم دکتر تکانی به خودش نمیدهد، میپرسد شما پیاده نمیشوید و جواب میشنود نه .دقیق ترش این که " من همین جا منتظر میمونم"
و آن خانم با تعجب میگوید "یعنی شما هیچ دردی ، مرضی ،گرفتاری چیزی ندارید؟".......
روایتهای نابابی از متغیرهای ناشتا !
آخرینمیدان بزرگراه هفتباغ - بزرگراه کرمان ماهان – به طرف باغ شاهزاده که بپیچی تابلوی سبز رنگ بزرگی خودش را به شما معرفی میکند و راه را نشانت میدهد . فلشی به طرف ماهان و فلشی به طرف باغ شاهزاده. مدتها قبل روی کلمه شاهزاده را با رنگ سبز پوشاندند.بعددوباره آمدند و تابلو را به شمایل اولبرگرداندند. بعد رنگ و باز این اسم از زیر رنگ، سرک کشید و بعد بوم.... با ترقه زدند و شاهزاده را به درک واصل کردند. هنوز فکر کنم آثار آن باشد.
مدتها قبل حوضستاره کرمان را به این توهم که این نماد پلید نشانهی صهیونی است،خراب کردند ........
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|