حرف،زندگی،مجال |
مراد
به نظرم تجدید آسفالتِ ابتدای جاده کرمان ـ راور مراد میدهد. فیالحال برای چندمین بار است که همین چند کیلومتر بینوا را دوباره به زیور آسفالت آراستهاند (در حال آراییدن). آسفالت قبلی هنوز خوب است.حتما بدی جای دیگر است یا چشم بصیرت ما حالش بد است.
وارثان قدهای پلهای
ظاهرا استقبال از چک پولهای جدید خیلی زیاد است و مردم از آنها خیلی خوششان آمده؛ بسته بسته آنها را جمع میکنند و زیر بالشت میگذارند. بنابراین بانکها به شما چک پول نمیدهند. اگر چکی هم به بانک ارایه کنید،متصدی صندوق نگاهی به چک و به شما میکند و حق به جانب میگوید :چی بدم؟! شما هم ساده : چک پول .
:نداریم .
شما:چه کار کنم ؟
:چک بین بانکی بدم ؟
شما:پول ندارین؟
:هزارتومنی داریم
شما:همون بین بانکی بدین
:سه هزار تومن کارمزدش می شه
گفتم :شاه نعمت الله ولی
چند لحظه خیره نگاهم کرد .بعد گفت :خب
گفتم : خب چی ؟
گفت :ولی چی؟
آبان در حضور ساقی و سوال
1 - مدتها - یعنی از همان روزی که وبلاگ نویس شدم - چرایی حضور این وسیله ارتباطی در زندگی ما محل سوال شد.
2 - مدتی است به جستجوی وبلاگ نازنینی ،کوچه گرد بلاگفا شده ام.از بخت نا مساعد ،در این سرزمین نه باد صبای موافقی هست ،نه آینه غمازی و نه ساقی زبان بفهمی که به حرکتی ،تو را به سویی اشارت فرماید.
3- دو را نوشتم تا بگویم اگر به دوست عزیزم در این وادی نرسیدم، اما سفری شگفت را چشیدم که آن سوال سمج ِ یک طناز تر شد و حریص تر !
4 - ننوشتن گاهی فرصتی است برای اندیشیدن به چگونه نوشتن .
5 - این هم حضور حضرت مولانا :
ای ظریف جهان سلام علیک ای غریب زمان سلام و علیک
ای سلام تو در نگنجیده در خم آسمان سلام و علیک
دی که بگذشت روی وا پس کرد کای زهجرت فغان سلام علیک
هر سلامی که در جهان شنوی چون صدایی است ز آن سلامعلیک
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|