تبليغاتX
حاشیه
 
حرف،زندگی،مجال
 

نان با چاشنی کود  

 مدتها است که ما اهالی کرمان از کیفیت نان و وضعیت آرد شهرمان گله داریم و ناراضی هستیم. اما به ظاهر کار سختی است این اصلاح وضعیت آرد که حتی با دستور و نظارت و تاکید هم کاری از پیش نمی رود.

ماجرای عجیب زیر از برکات گوش سپردن به رادیو است که هفته قبل یکی از برنامه های صبحگاهی شبکه سراسری  آن را پخش کرد و باعث تعجب شد.

 داستان از آن جا آغاز شد که یک آقایی که خودش را راننده کامیون معرفی کرد ،زنگ زد به برنامه و گفت :آقا  شما را به خدا بگین این سیلوها بیشتر بهداشت رو رعایت کنن.

"من خودم راننده کامیون هستم چند وَخ پیش بار سیمان داشتم .بعد‌ ِسیمان،یه بار گندم بهم خورد .ما کف ماشینو که نمیتونیم بشوریم .اونا هم گندما رو ریختن رو ته مونده سیمانای کف ماشین، ما هم رفتیم سیلو تحویل دادیم اونا هم فرستادن آسیا.

خب !همکارای ما بعض ِوختا ،کود شیمیایی بار می‌زنن همین وضع هستش ،یعنی گندما رو میریزن قاطی ته مونده کودا ،میبرن آسیا

من خواهشم اینه  به مسولین بگین یه فکری به حال این وضع بکنن.مردم هزار تا درد و مرض می گیرن"

وای به حال ما که وضع قوتمان این  است!

 

  نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 10:31  توسط سعید کوشش  | 

ازدواج به سبک ایرانی (۲)

 در خبرها آمده بود که بیش از سه میلیون ازدواج، در کشور عزیز ما به تعویق افتاده است. با این تفاسیر به نظرم چندان معقول نیست که برخی از مسولان کمر همت را ببندند تا جوانان را زودتر مزدوج نمایند ،چرا که با این شرایط ممکن است تق ِ بانکهایمان لق شود خدای ناکرده ،برود پی کارش .

می‌فرمایید چه طور ؟عرض می‌کنم خدمتتان .

اگر مستحضر باشید، گفته‌اند- یعنی در حقیقت وعده‌ای داده‌اند- به هر زوج مزدوج ایرانی ،چهار میلیون تومان وام وجه رایج مملکت پرداخت می‌شود. بنابراین به این جمع و تقسیم پایین یک مختصر التفاتی بفرمایید

   ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۰۰۰ ۱۲=  ۰۰۰ ۰۰۰ ۴  ×  ۰۰۰ ۰۰۰  ۳

حالا خواندن عدد فوق یک چیز است و پرداخت آن یک چیز دیگر .این  رقم جدای از ازدواج‌هایی است که سر موعد به اجرا گذاشته می‌شود که باید آنها را هم در این معادله منظور داشت.

بنابراین توصیه می‌کنم دوستان بزرگوار، خیلی هم در خصوص ترویج سنت حسنه‌ی  ازدواج از خودشان فعالیت به خرج نداده و کمر همت را شل‌تر نمایند .

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 13:35  توسط سعید کوشش  | 

حضرت عجل

روی پوشه‌ای به اسم زندگی  

راست کلیک

دلیت

کلیک

دلیت

کلیک/کلیک

 

حضرت عجل

 زمانه‌ای است

 مشق آی‌تی می‌کند به شوق

 

  نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 10:59  توسط سعید کوشش  | 

ازدواج به سبک ایرانی

 این روزها از مسولان سازمان ملی جوانان تا  روسای دانشگاهها گرفته همه در حال ترغیب و تشویق و البته تحریض و تحریک جوانان به ازداوج هستند.

 در این بین هستند هوشمندانی که با درک موقعیت، طرح‌هایی ارایه می‌کنند که اگر جوان مجردی آنها را بشنود و برای سنت حسنه‌ی ازدواج قیام نکند، باید حقش را کف دستش نهاد ، نهادنی !

 همین دیشب بود که  در خبرها از قول یکی از مسولان دانشگاهی عنوان شد  اگر جوانان دانشگاهی تاهل اختیار کنند؛ به هر زوج خوشبخت یک عدد لپ‌تاپ لیزینگی داده خواهد شد .

دانشگاه هم عجب نخبه پرور است.  

  نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 11:5  توسط سعید کوشش  | 

متولد آبان

دیدار سوم یا چهارم ما  بود که پرسید :شما باید  متولد آبان باشین ، نه؟

 این سوال مسیر زندگی ما را عوض کرد.شاید اگر جور دیگری سوال می‌کرد، مثلا، شما متولد آبان هستین؟ یا: شما متولد چه ماهی هستین ؟ جواب دادن بهش ساده تر بود .ولی این باید و از آن بدتر آن نه لعنتی کار را خراب کرد .

به چشم های درشتش زل زدم و از دهنم پرید که: بله و بعد کار راخراب‌تر کردم و پرسیدم : مگر متولدین آبان چه طورن؟

گفت:مثل شمان ؟

گفتم:من چه طورم؟

مکثی کرد و گفت : قوی ؛ قدرتمند ؛مصمم با اراده ؛متنفر از دروغ ؛شجاع ؛دلیر...

یادم نمانده که دیگر چه گفت.آن آخرین دیدار ما بود . چه طور می توانستم به او بگویم که من متولد آبان نیستم.

 

  نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 7:34  توسط سعید کوشش  | 

           

آلودگی سوتی !

 این اواخر رادیو گوش می‌دهم.حیرت می‌کنم از این همه بی‌سوادی ،بی‌دانشی وبی‌اطلاعی .

گوینده ای که نتواند حرف بزند نمک گندیده را ماند! اگر خواهش می‌کنم را از خیلی‌هایشان بگیرید، دیگر نمی دانند چه کنند ..پریشب داشتم از نمایشگاه کتاب برمی‌گشتم خانه .حوالی ساعت هشت.بعد‌از کلی آگهی بازرگانی برنامه‌ای‌شروع شد‌.‌گوینده ذوق‌زده سلام کرد و  ارزان حرف زدن !شروع شد.

ده دقیقه بعد مجریه محترمه !هنوز داشت سلام می‌کرد و به ما شنوندگان خوش‌ذوق خوش آمد می‌گفت.بعد یک‌دفعه گفت: از این که ضعف‌‌هاو بزرگواری‌ها‌و کاستی‌های‌ما را تحمل می‌کنید و باز هم به برنامه‌خودتون‌گوش میدین، ممنونیم!!

 

 

  نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 12:17  توسط سعید کوشش  | 

انسداد فرهنگی

 حجم ماشین و آدم در روزهای پایانی  نمایشگاه کتاب کرمان چنان بود که به تواتر دقایقی حرکت در خیابانهای اطراف مسدود  می‌شد.

خدا را شکر که که این بار کتاب باعث انسداد شد.

در بین آن همه هیاهو و شلوغی دیروز عصر چهره آرام  یک پلیس جالب توجه بود.

مامور وظیفه‌شناسی که در ظلع غربی میدان عاشورا در کمال آسودگی برگه‌ی‌ جریمه می‌نوشت و در کمال آرامش آن را زیر برف پاک‌کن ماشین می‌گذاشت  بعد با قدم‌هایی شمرده و آرام به سمت ماشین بعدی می‌رفت و برگه جریمه بعدی را می‌نوشت  و ... خلاصه دست همه درد نکند .

  نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 10:58  توسط سعید کوشش  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM