تبليغاتX
حاشیه
 
حرف،زندگی،مجال
 

انگشت محترم خصوصی‌سازی

پریشب بخش خبری 20:30  مصاحبه‌ی رئیس اتاق بازرگانی و  رئیس سازمان خصوصی‌سازی را پخش کرد.ظاهرا خبرنگاران اول صبح دعوت داشتند و بعد دوستانِ دعوت کننده ،فکر کرده بودند سر صبحی ممکن است خدای نکرده ، باشد خبرنگار عزیزی که‌صبحانه نخورده به صحنه‌ی مصاحبه آمده باشد ،پس تصمیم گرفتند صبحانه‌ای‌هم  داده باشند. بنابراین مصمم شدندبه خاطر صرفه‌جویی در وقت ، مصاحبه و صبحانه را همزمان برگزار کنند.

دیدن آقای نهاوندیان که شق‌ورق داشت در مورد بحث مهم خصوصی سازی حرف می‌زد ،تکراری بود ، اما دیدن نفر بغل دستی‌اش که لقمه‌ی هانمید صبحانه را به همت انگشت محترم، مهربانانه در دهانش فرو می‌کرد و همزمان به دوربین لبخند می‌زد ،گزارش را پر بار کرده بود.

 همزمان با صحبت‌های آقای کُرد‌زنگنه هم، زنگ برخورد صادقانه‌ی  کارد و بشقاب و بقیه آلات طرب، موسیقی دلنشین متن گزارش را کامل کرده بود.بهرحال اول سالی وقتی خصوصی سازی با این شکل موزون و مناسب همراه باشد ،حتما تا آخر سال هستند دوستانی که مانند خبرنگاران صحنه را پر کنند و با کارد خصوصی حسابی از پنیر دولتی فیض ببرند.

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 11:55  توسط سعید کوشش  | 

لابی کننده با خدا

 یا سقاخانه‌ی سایپا

هر چی می‌خواهیم از ورزش کمترک بنویسیم در این فضای مجانی وب،بدتر می‌شود.

 بهر حال از همان روز برکناری علی دائی ،اطمینان داشتم حاجی مایلی کهن جایگزین او می‌شود.البته این اطمینان همین جور الکی و کشکی نبود.یک دستگاه جالب قدیمی دارم که نسل به نسل گشته تا به ما رسیده .قبلا به مالش جواب می‌داد .اما این روزها که کسی با ایران رادیاتور تو غار نمی‌رود ،ما هم این دستگاه را دادیم همین تعمیراتی‌های مجاز، هاردش را از سیستم آنالوگ مالشی به دیجیتالی تغییر دادند.حالا وقتی دکمه‌ی این قوری باستانی را می‌زنیم به جای یک غول نخراشیده، یک صفحه‌ی LCD بزرگ از دل دود و غبار پدیدار می‌شود و هرچی بپرسی، مثل بلبل  جواب می‌دهد.امان از تکنولوجی !

خلاصه چند روز پیش استخاره‌ای زدیم به این چراغ آب تو دی و از احوالات سرمربی آینده تیم ملی فوتبال پرس و جو کردیم.متن این سوال و جواب را با هم می‌خوانیم:

سین:سرمربی تیم ملی فوتبال ایران چه کسی می‌شود؟

جین:محمد مایلی کهن.

سین:چرا ؟

جین:به خاطر نیت پاک و سقاخانه‌ی سایپا

سین:سقاخانه‌ی سایپا دیگه چیه؟

جین:در مملکت ما لابی‌کننده‌ها با خدا زیادند ،بنابراین حضور قلب و محل لابی نقش مهمی در اجابت خواسته دارد.

سین:آیا در آن مکان برای نذر شمع هم باید روشن کرد؟

جین:..........

نمی دانم چی شد که LCD به آن بزرگی مثل برق لوله شد و رفت تو لوله‌ی قوری .من هم هر چی با این دکمه مکمه‌هاش ور رفتم نتوانستم که دوباره راش بندازم.امان از تکنولوجی

  نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 9:12  توسط سعید کوشش  | 

 احمق‌ها به بهشت نمی‌روند

     این بار هیچ خبرنگاری نبود سوال تکراری بپرسد که باعث تکدر خاطر سر‌مربی تیم ملی شود.برنامه نود هم به میمنت نوروز تعطیل بود تا نتیجه بازی را سوال برنامه کند و فردوسی پور ؛یحتمل برای دیدن فامیل سری به زادگاهش زده بود و هنگام بازی دیروز؛ داشت جلوی تلوزیون ؛کلمپه می‌خورد و پسته می‌شکست.

     روزنامه‌های ورزشی هم کل‌یوم ؛تعطیل بودند .تلویزیون هم تا دلتان یا دلشان خواست به همراه جومونگِ قهرمان ،ملت را برای حضور در ورزشگاه ترغیب کرد.تماشاگران هم دیروز سنگ تمام گذاشتند و به رغم این که خیلی‌ها‌شان دل خوشی از بازی‌های قبلی ‌تیم نداشتند؛ آمدند و بر خلاف همیشه، بکوب تشویق کردند و سوت و دست و جیغ و هورا کشیدند و حلوا حلوا کردند. رخت لیگ برترهم گَل میخ بود تا دیگر هیچ مربی تیم لیگ برتری برای دادن بازیکن به تیم ملی نق نزند.

    معلوم نیست پس از بازی ضعیف و نتیجه‌ی تحقیر‌امیز دیروز ، مهندس علی دائی دیگر چه بهانه‌ای از کجایش بیرون می‌آورد و به عنوان عیدی به این همه طرفدار فوتبال هدیه می‌کند.

 جدای از نتیجه ؛بازی دیروز تیم ملی پر از انتقاد و اشتباه بود.اشتباهاتی که سرمربی گنده‌ی تیم ملی نتوانست آنهارا ببیند.بعضی‌ها دائی را بازیکن و بعدتر مربی باهوشی می‌دانستند . نمی‌دانم این چه هوشی است که با همه از نوک دماغت حرف بزنی.در این چند ماه اخیر چند صد‌بار ضعف‌های تیم ملی ،توسط کارشناسان و منتقدان بی‌غرض و با غرض گفته شد.یعنی این همه حرف باد هوا ؟ این سرمربی باهوش کار بلد، پس چه غلطی می‌کرد که تیمش از دقیقه‌ی ۷۰ دیگر نای راه رفتن نداشت و تیمش از ۵ دقیقه بازی هدفمند و با طراوت عاجز بود.

    این همه پاس اشتباه برای چه .چرا به جای عربها یازده بازیکن تیم دائی هول شده بودند.اگر از آن دو سه حرکت دو به دو که به نظر من هیچ ربطی هم به کارهای تمرین شده نداشت، بگذریم چه چیز دیگری داشت  این تیم ؟مهدوی کیا آمده بود که چه بکند .اگر برای ارسال از کناره‌ها آمده بود ،چرا سر مربی تیم ملی فوتبال ایران نتوانست بفهمد که چگونه باید دفاع های کناری تیم عربستان را دور زد. اگر بازی زمینی مورد نظر بود که این همه گیج بازی چرا؟چرا بعد از دو یا سه پاس، هر بازیکنی از ما که صاحب توپ می‌شد پشت به دروازه‌ی حریف  بود و یک بازیکن رقیب درست پشت سرش؟

 در این مدت آقای خودم می‌دونم خودم می‌دونم، چرا برای دفاع تیم ملی چاره‌ای نیندیشید؟مگر نگفته بود ضعفهای تیم ملی را می‌دانم؟

ما باختیم ‌و از آن بدتر جلوی چشم صدهزار ایرانی باختیم. بازی پر از انتقادی هم کردیم.با این تیم ملی و این سرمربی، ممکن است به خیلی از جاها برویم ، اما به جام جهانی خیر؟

 حالا خیلی‌ها از خودشان می پرسند ،با این سرمربی مغرور پراز نخوت چه باید کرد؟با این مسولان و مدیران سازمان عریض و طویل فوتبال و ورزش چه بکنیم؟ جام جهانی به دَرَک!با این لابی‌های آلوده چه کنیم؟

  : بین این همه تلخی البته یاداوری یک نکته‌ی خنده‌دار هم بی فایده نیست.و نکته این است که تیم ملی فوتبال ایران قرار است سه چهار روز دیگر با تیم ملی سنگال بازی دوستانه ای داشته باشد. گفته‌اند سنگال با بازیکنان اصلی و لژیونرهایش به ایران خواهد آمد. حالا خنده دار این است که بازی بعدی ایران در دوره مقدماتی جام جهانی؛ اواسط خرداد ماه است .یعنی به فاصله چهار روز بعد از بازی عربستان با یک تیم قدرتمند افریقایی بازی می‌کنیم و بعد دیگر تیم ملی تعطیل  تا دو ماه دیگر که بازی رسمی داریم!

  نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 10:40  توسط سعید کوشش  | 

براعت استهلال گاو

سلام.این که بعد از این روزهای  طولانی غیاب از کجا باید شروع کنم وچه بنویسم خودش حکایتی است .

عجالتا از همین رسم تبریک عید نوروز شروع میکنم که براعت استهلالی هم شده باشد پس ..

   ۱- به قول مرحوم گل اقا، فلذا عید برهمه مشتمل بر  عاشق و فارغ و غیره مبارک و میمون و چه بسا گاو باد.

   ۲-  امیدوارم دیدن برنامه های تلویزیون از طنز ،جدی ،سریال و فیلم و غیره توانسته باشد،به شما انبساط خاطری وارد کرده باشد.

    ۳-  اگربه ورزش علاقه‌ای و دل در گروی دل‌آشوبی چون فوتبال دارید(از این دارید بعد از علاقه‌ای هم می‌توانید در صورت تمایل استفاده کنید) حتما از زمان بازی ایران – عربستان مطلع هستید.بعضی‌ها معتقدند همه‌ی زندگی ورزشی علی‌دائی یک طرف و این بازی هم یک طرف ،چه اگر ببازد محبوبیتش از این که هست هم بیشتر می‌شود!من اما معتقدم که اگر دست آخر این تیم دائی باشد که پیروز، بازی را به پایان ببرد ،دائی همچنان در شیب ملایم است ،شیب ملایمی که دائی را در این سالها از یک ورزشکار ترکه ای تحصیل کرده‌ی محبوب به یک مربی چاق بداخلاق با ظاهری کوچه بازاری رسانده‌است و همچنان به تاخت در این شیب می‌تازاند. (هرچند با این کیفیت بازی تیم ملی ،بعید است نتیجه دلخواه من شما رقم بخورد)

     ۴- به همه دوستانی که پیامک‌های تبریکشان نرسیده و از همه دوستانی که پیامک های تبریکم نرسیده! از قول همه زحمتکشان مخابرات اظهار شرمندگی می‌شود

  نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 12:21  توسط سعید کوشش  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM